محمد على قاضى طباطبائى

2

تحقيق دربارهء اول اربعين حضرت سيد الشهدا ( ع ) ( فارسي )

بنى اميّه و بنى عباس در اين باره شهامت به خرج داده و در زنده نگاه داشتن اين موضوع اهتمام دارند كه در خور بسيار تمجيد است . و در ميان شيعه روز اربعين سيد الشهداء ( ع ) كه روز بيستم شهر صفر است ، شهرت بسيار دارد و عموما آن روز را روز ورود اهل بيت ( ع ) پس از خلاصى از اسارت شام به كربلا مىدانند و آن را زيارت « مرّد الرأس » مىخوانند . و از ائمهء اهل بيت اطهار ( ع ) زيارت مخصوصى براى آن روز كه سيد الشهداء ( ع ) را در آن روز با آن زيارت كنند وارد شده و از علماى اماميّه تا قرن هفتم هجرى شبهه و اشكالى در اين موضوع ديده نشده است و اول كسى كه شبهه كرده غير از سيد اجل اعظم سيد رضى الدين على بن طاووس حسنى ( قدس سرّه ) در كتاب اقبال « 1 » سراغ نداريم . و كسى كه در اين اواخر زمان‌ها قريب به عصر ما بسيار پافشارى در شبهه و اشكال راجع به اربعين كرده و اصرار بر آن ورزيده عبارت از علّامهء متبحّر محدّث حاج ميرزا حسين نورى ( ره ) صاحب كتاب مستدرك الوسائل است كه در كتاب خود لؤلؤ مرجان هر چه مىتوانسته خواسته موضوع آمدن اسراى اهل بيت ( ع ) را در اربعين اول سال 61 هجرت نفى نمايد بلكه همّت داشته كه از محالات شمارد و بعد از وى از شاگردانش تبعا به استاد خودشان كه طبعا در اين گونه امور و امثال آن پا به فراتر مىگذارند و شدّت پيدا مىكنند و از روى تعصب استاد و شاگردى در اين صدد مىشوند كه ادعاى استاد را به مرحلهء واقعى و حقيقت برسانند و لذا موضوع اربعين اول را كه اسراى اهل بيت ( ع ) به كربلا آمده باشند از اكاذيب شمرده و آن ديگرى آن را افسانه و از اساطير به حساب آورده ولى چون به حقيقت نرسيده‌اند ره افسانه پيموده‌اند يكى از بزرگان كه به خطا رفت جمعى ديگر نيز به تبع وى پيرو او خواهند شد در صورتى كه مشهور ميان علماى اماميه آن است كه سر مبارك سيد الشهداء ( ع ) را امام سجاد ( ع ) پس از چهل روز از شهادت ، در روز اربعين اول آورده و به جسد اطيب و اطهرش در كربلا ملحق فرموده است ولى چون بعد از هزار سال بعضى شبهات به وسيلهء يكى از بزرگان مانند علامهء محدّث نورى ( ره ) در اذهان قوّت پيدا مىكند آنچه مشهور است و افكار عمومى شيعه بر

--> ( 1 ) . شبهه سيد بزرگوار بنا به قولى است كه اسراى اهل بيت ( ع ) يك ماه در دمشق توقف كرده باشند ولى ناقل اين قول از روايات و تواريخ معتبره معلوم نيست و قريب يك سال ماندن در شام نيز از احتمالات و حدسياتى مىباشد كه اعتماد را نشايد و شاهدى بر آن نيست چنان چه بررسى خواهد شد و در بعضى از كتاب‌هاى فرقهء اسماعيليه ديدم كه يك ماه و نيم توقف كرده‌اند ، اين قول نيز علاوه بر اين كه با قول يك ماه ماندن نمىسازد قابل اعتماد نيست نظر به شواهدى كه ذكر خواهد شد .